تبليغاتX
شاهرخ استخری
من تصمیمم عوض شد برمی گردم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 16:42  توسط پانیذ | 

به گزارش ايسنا، مهندس ضرغامي علاوه بر برنامه‌سازان ‌14 ويژه برنامه غيرنمايشي شبكه‌هاي مختلف راديو و تلويزيون در ماه مبارك رمضان، از هنرمندان ‌2 مجموعه نمايشي «روز حسرت» و «مثل هيچكس» نيز تجليل كرد.رييس سازمان صدا و سيما در جلسه تقدير از عوامل سريال‌هاي «روز حسرت» و «مثل هيچ‌كس» به جايگاه رفيع عوامل اين سريال‌ها به دليل تاثيرگذاري آن‌ها اشاره كرد و از آنان خواست كه براي حفظ اين جايگاه تلاش كنند.

در اين مراسم دكتر مرتضي ميرباقري هم‌چنين از برنامه‌هاي نمايشي به‌عنوان بخشي از سبد توليدات تلويزيوني درماه مبارك رمضان ياد كرد كه مورد اقبال مردم است.

معاون سيما ادامه داد: در سنوات قبل اين گونه‌ تصميم‌گيري شد كه به موضوعاتي بپردازيم كه تكراري نباشند و مكمل ساير موضوعات باشند؛ در سال جاري نيز بنا را بر اين گذاشتيم كه حتما يك سريال با موضوع ماورايي داشته باشيم و دركنار آن تصميم گرفتيم به يك موضوع جدي اجتماعي دركنار طنزهاي مفرح بپردازيم كه خوشبختانه هردو اين موارد پاسخ مثبت گرفتند.

مرتضي ميرباقري سپس با اشاره به معدل 17 و 88 صدم براي «روزحسرت» و معدل 17‌ونيم براي سريال «مثل هيچ‌كس»، اظهار كرد: دوستان ما در «مثل هيچ‌كس» از ظرفيت‌هاي ديني براي تقويت ابعاد هويتي مردم خصوصا نسل جوان استفاده كردند و با يك فاصله اندكي نسبت به «روز حسرت» در رتبه‌ي دوم قرار گرفتند.

عبدالحسن برزيده نيز در ادامه اين مراسم، خواهان صحبت در جمعي تخصصي‌تر شد و صحبت‌هايي دراين باره را از نگاه مردم و در عين حال كارشناسانه‌تر خواستار شد.

كارگردان «مثل هيچ‌كس» با بيان اين كه «آن چه حاصل مي‌شود معمولا خيلي به واقعيت نزديك‌ نيست»، ادامه داد: سريال «مثل هيچ‌كس» با مساعدت و تدبير مدير شبكه دو سيما در زماني نسبتا مناسب ساخته شد؛ با اين حال اگر زمان بيشتري در اختيار داشتيم، مسلما كار بهتري ارائه مي‌داديم. پيش‌توليد ما بسيار سريع انجام شد و بعضي از بازيگران ما درخلال كار به ما پيوستند و اگرچه بازيگران خوبي بودند، اما شايد در زمان كافي فرصت بيشتري ايجاد مي‌شد تا نقششان را هضم كنند.

برزيده درعين حال گفت: سريال «مثل هيچ‌كس» در زمره‌ي مجموعه‌هاي مناسبتي بود كه براي اولين‌بار در زمان نسبتا مناسبي ساخته شد. تيمي كه ساخت سريال را برعهده گرفتند به موقع كارشان را انجام دادند و متشكرم كه به من به‌عنوان كارگردان اعتماد كردند و اميدوارم توانسته باشم اداي دين كنم.

اين كارگردان سينما و تلويزيون سپس با اشاره به تاثير‌گذاري بسيار رسانه ملي برمردم، دراين باره اظهار كرد: تاثير‌گذاري تلويزيون به حدي است كه حتي شبكه‌هاي ماهواره‌اي و ساير وسايل ارتباط جمعي نمي‌توانند رقيب تلويزيون باشند. مردم ما هم مردم بسيار خوبي هستند به نحوي كه با يك تلنگر دلهايشان مي‌لرزد و به مسيري كه براي آنها تبيين كرده‌ايم برمي‌گردند. اين درحالي است كه گاه تلويزيون برنامه‌هايي را پخش مي‌كند، كه باعث خنثي‌شدن نكات و ارزش‌هايي مي‌شود كه در برنامه‌هاي ديگر مطرح كرده‌است و اين مساله اتفاق خوبي نيست.

برزيده در پايان ابراز اميدواري كرد كه رسانه‌اي كه بيشترين تاثير‌گذاري را روي مردم دارد، حساب شد‌ه‌تر به مقولات و موضوعات مختلف بپردازد.

به گزارش ايسنا، دربخشي از اين نشست سيد عزت‌الله ضرغامي به طرح اين مطلب با عبدالحسن برزيده پرداخت كه شما با اين‌كه اهل جنوب بوديد اما به خوبي حال‌وهواي تهران و فرهنگ و اصطلاحات اين شهر را به تصوير كشيديد.

رييس سازمان صدا و سيما درباره دلايل انتخاب دو سريال روز حسرت و مثل هيچ كس نيز توضيح داد: وقتي از اين دو سريال تقدير مي‌كنيم، يعني مي‌خواهيم بين عالي و خوب و خوب‌تر تميز قائل شويم و بگوييم اين دو كار مي‌توانند براي توليدات بعدي تلويزيون الگو شوند.

وي در ادامه با اشاره به سريال مثل هيچ كس درباره كارگردان آن گفت: آقاي برزيده از دوستان خوب ماست، همان زمان كه ايشان فيلم دكل را ساختند و جوايز متعددي گرفتند، معلوم شد كه كارگردان با استعدادي هستند، پس از آن نيز كارهاي ارزشمندي را از ايشان شاهد بوديم.

وي افزود: حضور آقاي برزيده در سريال مثل هيچ كس خاطر مرا جمع كرد. ضمن اين كه استفاده از بازيگران حرفه‌اي در اين سريال باعث شد مثل هيچ‌كس كار خوبي شود.

ضرغامي ادامه داد: اگر سريال مثل هيچ كس توانسته باشد 30 پيام ديني، اجتماعي و اصالت‌هاي خانوادگي را آموزش دهد موفق عمل كرده است؛ چنان كه حتي شخصيت منفي اين سريال به خوبي مي‌دانستند كه جايگاه پدر و مادر و ساير اعضاي خانواده كجاست.

رييس سازمان صدا و سيما در ادامه با اشاره به شخصيت‌پردازي، ميزان‌سن و تصويربرداري پاك اين سريال خاطرنشان كرد: برزيده با ساخت اين سريال معياري را براي سريال‌هاي اجتماعي و خانوادگي باقي گذاشت كه ديگر سريال‌ها مي‌توانند از آن به عنوان الگو استفاده كنند. ايشان تا حدودي در مثل هيچ كس نمادسازي كردند كه از خود سريال اهميت بيشتري داشت، هم‌چنين حركت دوربين در اين سريال بسيار پاك و سالم بود.

وي سپس از رضايت بالاي 80 درصدي مردم از سريال روز حسرت و رضايت حدود 80 درصدي از سريال مثل هيچ كس خبر داد و افزود: براي سريالي مثل روز حسرت سرمايه‌گذاري شده بود، پشت اين سريال مجموعه‌هايي چون اغماء‌، او يك فرشته بود و غيره... قرار داشتند و من به يقين مي‌گويم كه ما اكنون در تلويزيون در زمينه سريال‌هاي ماورايي و مذهبي به يك ژانر رسيده‌ايم.

منبع:ایسنا و جام جم

چرا از شاهرخ هیچ عکسی نیست واقعا!؟!؟!؟!؟!ولی یه چندتا عکس نه چندان واضح تو ادامه مطلب گذاشتیم.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 16:38  توسط پانیذ | 
ما بی اطلاعیم و دوستم نداریم چیزی که درست نیست و اینجا بنویسیم که واسه کسی مشکل پیش بیاد!حالا اگر کسی از سن شاهرخ استخری با خبره با یه مدرکی که بشه قبول کرد بگه چون ما نمی دونیم چند سالشه اصراریم نداریم اما چون شنیدیم سنی که تو مصاحبه سایت هنرنو نوشته شده با اونی که تو جشن رمضان گفته  فرق داره گفتیم بگیم ما بی تقصیریم ما هم نمی دونیم چند سالشه!!!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت 18:2  توسط پانیذ | 
سلام!

دوستام من دیگه تو این وبلاگ فعالیت نمی کنم ربطیم به شاهرخ استخری نداره که بگین ازش بدم اومده و اینا یه دلیل شخصی داره پس من دیگه نیستم اما هر کمکی پانیذجونم بخواد پایم!

خدافظظظظظظظظظ!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت 17:13  توسط پانیذ | 

می دونم اینجا واسه شاهرخ و من نباید انقد از سیاوش آپ کنم اما واقعا می خوام بدونم درد و مرض شبکه دو چیه!؟!هر کس می دونه کامنت بزاره خواهشا!

نظر شخصیه من اینه که اگه ۳ساعت با چوب بیوفتیم به جونشون بعد از اونم به قصد اعتراف چندتا سگ وحشی اونوخت درد و مرضشونم از بین می ره...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 6:1  توسط پانیذ | 

شاهرخ استخری جوان بسیار مستعد و 27 ساله ای که به تازگی وارد عرصه ی هنر و بازیگری شده و به گفته ی خودش الف بای بازیگری رو خیلی خوب و نزد اساتید بزرگی اموخته..........جوانی با انگیزه دوست داشتنی و مودب که از گفت و گو با او بسیار لذت بردیم..............

بخوانیم مصاحبه با شاهرخ استخری محمد امیر (مثل هیچکس)..............

از یک رزومه شروع کنیم:

-اولین کارم در عرصه ی بازیگری یک نقش کوچکی بود در تئاتر اسب های اقای محمد رحمانیان که سال 81-82 بازی کردم بعد یک دوره ی بازیگری هم دیدم زیر نظر خانم نصیرپور و اقای پیام دهکردی و اقای هدایت هاشمی که هم در دوره ی مقدماتی و هم در دوره ی پیشرفته شرکت کردم و 5 تا کار کوتاه هم بازی کردم که بعضی هاشون برای جشنواره ها بود و زیاد هم مهم نبودند ولی اولین کار بلند تصویری م هم تلخون بود که نقش اصلی رو بازی میکردیم با سیاوش خیرابی و مجید سالم که دوست دارم اسمش رو ببرم و امیدوارم موفق تر بشه و بعد از اون هم خود اقای امینی من رو به اقای مقدم برای فیلم پریدخت معرفی کردند

رشته ی تحصیلی ت چیه؟

-مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها و سیستم ورودی 78

مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها وسیستم چه ربطی داره به بازیگری؟

-هیچ ربطی نداره......تقریبا" سال اخر دانشگاه بودم که کار تئاتر اسب ها رو بازی کردم

از قبل علاقه داشتی؟

-از بچگی ولی یادمه روم نمیشد بروم جلوی دوربین

اقای امینی چی توی شما دیدند که برای اولین حضورتون یکی از نقشهای اصلی رو بهتون پیشنهاد دادند؟

-اقای امینی یک شخصیه که واقعا" دغدغه ی معرفی بازیگر داره من میتوانم یک لیست بلند بالا از بازیگر تا عوامل پشت صحنه نام ببرم که اقای امینی برای  اولین بار معرفی شون کرده

اولین جرقه برای بازیگر کی در ذهنتون زده شد؟

-به دلیل حساسیت خانواده ام به تحصیل سال اخر بود که چند اموزشگاه رفتم برای ثبت نام بازیگری و حداقل کاری که میتونستم انجام بدهم این بود که یک دوره ی اموزشی ببینم و اینکه با یک سری جوون در یک موسسه باشی و بین اون همه جوون مستعد بازی کنی و با اونها تمرین میکنی

چرا از بین اون همه جوون شاهرخ استخری شد؟

-خیلی ها هم شدند ولی خیلی هایی که نشدند امیدوارم بشوند چون ما دیدیم که چه استعدادهایی دارند ولی خودم واقعا" نمیدونم شاید خدا خواسته من تو این زمان وارد این عرصه بشوم نه شش سال قبل و چقدر خوب

اگه پدرتون به درس خواندنتون علاقه داشت چرا نرفتید دنبال تحصیلات رشته ی هنر؟

-اتفاقا" رفتم برای فوق لیسانس رشته ی هنر رو امتحان دادم ولی رتبه ام شد 400 و نتونستم چون نخواندم.............

از کدوم بازی که انجام دادی راضی تری؟

-فقط تلخون

دوتای دیگه چطور؟

-کار خوبی بودند اما من از بازی خودم راضی نبودم

سکوی پرتابتون کدوم یکی از این فیلم ها بود؟

-قطعا" تلخون

نظرت راجع به سریال های مناسبتی چیست؟

-سریال پریدخت من هم برای محرم بود اما سریال های ماه رمضان و عید برد بیشتری دارد و در حداقل حالت ممکن بالای 60 درصد بیننده داره و از لحاظ دیده شدن خیلی خوبه و اگر خوب باشی که خیلی بهتر

فیلم های مناسبتی امسال را چه طور دیدی؟

-احساس میکنم امسال خیلی قوی نبود

چرا توی سینما داریم یک روند رو به رشد رو ادامه میدهیم ولی این روند در تلویزیون رو به نزول؟

-نه فکر میکنم این یک اتفاق و ممکنه سال بعد سریال های قویتری ببینیم

چگونگی وارد شدنتون در سینما براتون مهمه؟

-اره یه چندتا نقش هم بهم پیشنهاد شد ولی سر کار بودم و نتونستم

خودتون کدوم سریال ماه رمضان امسال رو قوی تر دیدی؟

-شرایط تولید سریال ها خیلی متفاوت بود ما زمان زیادی داشتیم و از فروردین تا شهریور روی فیلم کار میکردیم و به خاطر همین ترجیح می دهم قضاوت نکنم

چی شد این کار بهتون پیشنهاد شد؟

-سر کار پریدخت اقای سید مهرداد ضیایی از اساتید تئاتر که حتی من با ایشون سکانس رو در رو هم نداشتم ایشون من رو به اقای نجاریان معرفی کردند و بعد هم شنیدم که اقای پیام دهکردی هم درباره ی من با اقای نجاریان صحبت کردند و اقای نحاریان هم خیلی پشت من ایستادند تا بالاخره اعتماد اقای برزیده ی سخت گیر رو جلب کردند

و من فکر میکنم خیلی هم خوب بازی کردی.........حالا به پارتی اعتقاد داری؟

-بله.....

پارتی میتواند بازیگر رو موفق کنه؟

-تجربه که نشون داده میتونه البته تا اسم موفقیت رو چی بذاری

خودت که پارتی نداشتی؟

-چرا من بزرگترین پارتیه دنیا رو دارم........خدا

رابطه ات با خدا خیلی قویه؟

-خیلی

مدیون کسی یا چیزی هستی؟

-مدیون خیلی هام  ولی در این عرصه مدیون اقای امینی هستم که در شرایطی که واقعا" نامید شده بودم به من اعتماد کردند

بازیگری رو به عنوان یک شغل میبینی؟

-اره چرا که نه

خیلی ها حتی خیلی از اساتید بر این باورند که سینما و بازیگری اصلا" تضمین شغلی ندارد؟

-درست میگویند اما من نمیتوانم شغل دیگری داشته باشم

تعریفت از سوپر استار چیه؟

-سوپر استار بازیگری که فروش رو تضمین میکنه

ایا در ایران سوپر استار داریم؟

-بله فقط محمدرضا گلزار

دستمزد بالای سوپر استارهایی چون محمدرضا گلزار  ایا حقشونه؟

-اره بیشتر از این هم حقشونه هرچقدر دلش می خواهد باید بگیره

چرا؟

-وقتی یک فیلم رو بازی کنه اون فیلم به خاطر همون سوپر استار حداقل 400 میلیون در تهران میفروشد

حالا اگر یک زمانی به امید خدا شما خودتون سوپر استار بشین برای بازی در فیلم دستمزد بالا طلب میکنید؟

-بله

یعنی اگر یک فیلم رو دوست نداشته باشید به خاطر دستمزد بالاش قبولش میکنید؟

-نمیخواهم این طوری باشه من همین الان هم یک تله فیلم بهم پیشنهاد شده با مبلغ خوب ولی قبول نکردم

سینمای تجاری رو می پسندی یا سینمای منتقد پسند؟

-دوست دارم هر دو دریک فیلم باشه

همچین فیلمی داریم؟

-فکر نمیکنم......نمیدونم....سگ کشی چقدر فروخت؟

نمیدونم اون زمان فکر نمیکنم زیاد فروخت:

-شوکران چقدر فروخت؟

اون هم فکر نکنم به میلیارد رسید.............فکر میکنم این اواخر دایره ی زنگی قابل قبول بود؟

-اره دایره زنگی خوب بود

خودت دوست داری در کدوم کار بازی کنی؟

-هر دو کار رو دوست دارم ولی نقشش هم مهمه

مهمترین عامل برای انتخاب کار چیست؟

-اول کارگردان بعد فیلمنامه به خاطر اینکه  من تلخون رو یادمه فیلمنامه کنار بود اصلا" و دیالوگ های من اصلا" دیالوگ های فیلم نامه نبود و اقای امینی من و ازاد گذاشته بودند که در مورد نقش کار کنم واقعا" اقای امینی یک بیوگرافی درباره ی شخصیت به من گفت و بقیه رو به عهده ی من گذاشت و بدترین کار اینه که بگن یک چیز رو حفظ کن و بگن بیا و این رو بگو

در کارهای بعدی چه طور؟

-در فیلم پریدخت که فیلمنامه اماده نبود و همونجا سر صحنه می نوشتند و به ما میدادند که ما اجرا کنیم با بازیگران دیگه و تجربه ی عجیبی بود برای من و در فیلم مثل هیچ کس فیلمنامه رو دادند و ما کامل خواندیم و من یادمه سکانس تولد نیلوفر بود که من به همراه خانم حنانه شهشهانی بازیگر مقابلم سکانس رو نوع دیگری تغییر دادیم تمرین کردیم و به اقای برزیده نشون دادیم و ایشون هم گفتند که به همین شکل اجرا میکنیم

پس این سبک رو بیشتر میپسندی که مشورت کنی در کار؟

-اصلا" اگه کارگردانی به من اعتماد بکنه من از جون مایه میذارم ساعت ها روی فیلمنامه کار میکنم

الان دغدغه ات سینماست یا تلویزیون؟

-دغدغه ام بازیگری اگر قدم ها رو خوب برداری در همه ی زمینه ها موفق میشی

چرا تلویزیون انقدر ترس داره که میگن اگه بیای تو تلویزیون انگار دم دستی شدی؟

-خودمم هنوز نمیدونم که چرا به یکی این طوری میگن ولی چون تلویزیون یک رسانه ی قدرتمند است نمیشه ازش غافل شد

برای خودت تئاتر و تلویزیون و سینما رو اولویت بندی نمیکنی؟

-اگه بخوای از کار بازیگری ت لذت ببری فقط تئاتر چون تئاتر اجرا کردم مزه اش زیر زبونم مونده

اخرین تئاتری که دیدی کی بود؟

-قبل از کار مثل هیچ کس یک سال قبل تئاتر کلبه ی عمو تم اقای بهروز غریب پور اما در حین کار چند نمایشنامه خوانی دیدم

چرا تئاتر انقدر مظلومه؟

-اولا" تبلیغات روش خیلی ضعیفه و سالن خیلی کم داریم و به دلیل تعدد کار مدت اجرا کار هم میاد پایین

در کار مثل هیچ کس انتخاب بازیگر بر عهده ی چه کسی بود؟

-به عهده ی اقای نجاریان برنامه ریز و دستیار اول کارگردان بود که خودشون هم در کارهای درخشان بازی کردند و کاندید هم بودند و ایشون بسیار بازی رو میفهمه و اگر هم کارگردانی کنه خیلی خوب این کار رو انجام میده

شاهرخ استخری مینویسه؟

-من مینویسم ولی هنوز اعتماد بنفس کافی رو ندارم من داستان کوتاه مینویسم و فیلمنامه کوتاه هم مینویسم ولی اگر بهم اعتماد کنند چون ما هم نسلی های خودمون رو بهتر میشناسیم میدونم که چی دوست دارند حداقل در دیالوگ های خودم بهم اعتماد کنند

اگر از نقشت در مثل هیچ کس راضی نبودی چرا بازی کردی؟

-خب یک سریال مناسبتی ای بود که خیلی دوست داشتم درش بازی کنم بعدش هم ادم در ابتدای کار فیلم هایی رو بازی میکنه که شاید دوست نداشته باشه و من در این سریال فقط دیده شدم

اگر الان با این شرایط و جایگاهی که داری بازهم همین نقش رو بهت پیشنهاد بدهند بازی نمیکنی؟

-نه قطعا" بازی نمیکنم

الان که دیگه اول کار نیستی؟

-چرا هنوز هم اول کار هستم تو سینما که اول اول کارم

کی به اون جایگاه میرسی؟

-نمیدونم میتونم مثال بزنم اقای فروتن رو که وقتی رسیدند به فیلم های مرسدس و قرمز و بعد شب یلدا اون شب یلدا اون جایگاه است

سراغ کارهای تبلیغاتی هم میری؟

-الان که فکر میکنم یکم به مشکل برخورده نمیدونم اگه یک برند خوبی باشه شاید

تفاوت کیفی سینمای ایران و هالیوود در چیست؟

-به عنوان مثال وقتی در یک فیلم ایرانی داریم یک صحنه ی خشونت رو استفاده میکنیم حتی اگر از یک فیلم خارجی که دیدیم تقلید کنیم و عین همون رو بسازیم خیلی بهتر از این چیزی میشه که خودمون میسازیم

چه نقشی رو دوست داری بازی کنی؟

-نقشم در تلخون رو خیلی دوست دارم یک ادمی که پر از عقده باشه و یک سری نقش ها هست که من الان اعتقاد دارم در توانم نیست بازی کنم ولی باید تا چند سال دیگه اون نقش رو بازی کنم چون اگر بازهم نتونم هیچ پیشرفتی نکردم و اصلا" فایده ندارد

توی این سه کار سه فیلم با یک ویژگی تلخ گونه ی اجتماعی بازی کردی.....فکر نمیکنی اگه بخوای ادامه بدی در همین سبک بمونی؟

-اخه حقیقت تلخه

البته من فکر میکنم نقش ها رو هم خیلی متفاوت بازی کردی

- تا اخر عمرم هم اگر فیلم تلخ بازی کنم سعی میکنم نقش ها رو متفاوت بازی کنم

کار طنز هم بازی میکنی؟

-دوست دارم ولی الان نه

طنازی رو بلدی؟

-همه ی ادم ها برای نزدیکانشان طنازی بلدند

سیمرغ بلورین؟

-به نظر من بالا ترین جایزه ی ایرانه و خیلی دوست دارم که بگیرمش اگر بگیری دلیل بر این نیست که خیلی خوبی و اگر نگیری  اینکه بد باشی نباید خیلی بزرگش کنم

هالیوود؟

-دوست دارم یک روزی اتفاقی بیفته که بازیگرهای بتوانند انجا هم کار کنند و موفق باشند مثل ورزش و فوتبال که از یک زمان دریچه برای حضور بازیکنان ایرانی در کشورهای اروپایی باز شد

داستان بازی کردن خانم فراهانی رو در فیلم هالیوودی شنیدین؟

-واقعا" عالی بود من خیلی خوشحال بودم وقتی شنیدم این اتفاق افتاده  چون گلشیفته فراهانی بهترین گزینه بود که میتونست با رفتنش دریچه رو برای بقیه باز کنه و من این رو واقعا" توی رویا میدیدم

شما کدوم رو می پسندید؟هالیوود یا ایران؟

-هر دوتا رو چون عاشق زبان فارسی هستم

سینمای ایران ابتذال داره؟

-این حرفها همیشه بوده و این تفکرات خیلی وحشتناکه و چیزیه  که همه جا هست و هنرمندان توی دیدترند و اغراق در موردشون بیشتره

از روی کسی هم مینویسی و الگو برداری میکنی؟

-تا به حال سعی کردم تمام بازیهای درخشان تاریخ سینما رو ببینم و تمرین کنم

دوست داری شاهرخ استخری رو مقایسه کنند؟

-نه

نمیخواهی نقش هات رو با صداهای مختلف بازی کنی؟

-این یک کار فوق العاده سخته که بخوای 5 ماه با صدای دیگری یک فیلم رو بازی کنی ولی دوست دارم و به نظرم خانم مریل استریپ بانوی هزار لهجه یک فوق ستاره است که میتونست هر نقش رو با یک صدا و لهجه بازی کنه

نظرت درمورد اسامی زیر:

بهروز وثوقی:تکرار نشده

علیرضا امینی:واقعا" بهش مدیونم خیلی دوسش دارم و در بازی گرفتن استادن

سیاوش خیرابی:اولین هم نسلی ای باهاش کار کردم و پارتنر خوب و مستعد من در تلخون

محمد رحمانیان:از قطب های نویسندگی و کارگردانی تئاتر در ایران

شاهرخ استخری:از خدا میخوام یک جایگاه محبوب نزد مردم و اهالی سینما بهش بده

حرف اخر؟

-مرسی از اینکه حرف ها و درد دلهای ما رو شنیدید امیدوارم به کسی توهین نکرده باشم برام دعا کنید

منبع:هنر نو

برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 15:18  توسط پانیذ | 
در

دهه اخير که مجموعه هاي مناسبتي يکي از پرمخاطب ترين توليدات سيما محسوب مي شود، هر ساله با نگاه هاي تازه يي به اين مقوله مواجه مي شويم. اما امسال خصيصه مجموعه هاي تلويزيوني به بهانه ماه رمضان سردرگمي مخاطب در برقراري ارتباط با آنها بود که در اين ميان مجموعه «مثل هيچ کس» که روي آنتن شبکه دوم سيما مي رفت يک استثنا محسوب مي شود. مثل هيچ کس با برنامه ريزي نوشته شد، به موقع کليد خورد و تصويربرداري آن قبل از ماه رمضان به پايان رسيد. به همين دليل هيچ نشاني از شتابزدگي در آن نبود. بي مناسبت نيست تا قبل از اينکه به بررسي و گفت وگو پيرامون اين مجموعه بپردازيم، به اين نکته هم اشاره کنيم که امسال مخاطبان مجموعه هاي ويژه رمضان، برنامه زندگي شان را مثل سال هاي گذشته با آن تنظيم نمي کردند و اگر از ديدن قسمتي هم غافل مي شدند، خيلي غبطه نمي خوردند و اين مي تواند زنگ خطري باشد تا سازمان در آينده با برنامه ريزي بهتر و انتخاب هاي مناسب تر و از سوي ديگر برنامه سازان هم با کارهايي قابل قبول تر به اين مقوله بپردازند. زماني که از ساخت مجموعه نه چندان مناسبتي «داداشي» در گروه فيلم و سريال شبکه دوم سيما آگاه شديم، حضور تهيه کننده خوش سابقه يي چون «محمدعلي اسلامي»، نويسنده کاربلدي چون «علي اکبر محلوجيان»، کارگردان معتبري چون «عبدالحسين برزيده» و بازيگر توانايي چون «حسين ياري» در نقش داداشي در کنار عوامل خوب ديگر اين نويد را مي داد که به انتظار ديدن مجموعه خوبي باشيم و گرچه امسال رقابت قابل ملاحظه يي بين سريال هاي ماه رمضان ديده نشد، اما استقبال مخاطبان از اين سريال بيانگر آن است که اشتباه نمي کرديم. يکي از ويژگي هايي که در اين مجموعه مرا نيز کنجکاو کرده بود تا از آن غافل نباشم حضور «عبدالحسين برزيده» به عنوان کارگردان اين پروژه بود که با ژانر تخصصي او فاصله زيادي داشت. گرچه به رغم اينکه دو ژانر «دفاع مقدس» و «ملودرام»هاي اجتماعي که رنگ و بوي سنتي هم دارد به نظر کاملاً متمايز مي آيند اما در يک مورد اساسي و مهم با هم مشترکند و آن اينکه نسل امروز با هر دو ژانر فاصله گرفته اند و پرداختن صحيح به آن، که بتواند راه آشتي ميان اين نسل سرکش و تنوع طلب و آن تاريخ و فرهنگ را هموار کند، وظيفه خطير و پرمسووليتي است. کنجکاوي ديگر من نويسنده اين مجموعه «علي اکبر محلوجيان» بود. محلوجيان يکي از نويسندگان بزرگي است که بسيار ملموس فرهنگ، آيين و رسوم ايراني را مي شناسد، اصول فيلمنامه نويسي را بلد است، فراز و فرودهاي يک قصه پرکشش را مي داند و به خوبي مي تواند نبض مخاطب را در دست بگيرد و تنها موردي که مي توان از آن انتقاد کرد پايان بعضي از قصه هاي اوست که قانع کننده نيست. براي مثال در مجموعه «پدرسالار» به نظر مي رسد سکانس پاياني جا مانده؛ سکانسي که بيانگر اين باشد که نه سفره بلندبالا، نه حضور فيزيکي همه اعضاي خانواده و نه کليد خانه هايي که در دست ها برق مي زند هيچ يک پايان اين قصه نيست و همه حرمت ها و خوشبختي ها، يکدلي ها و يکرنگي ها با آن خانه قديمي فروخته شده است يا در قصه ديگر محلوجيان يعني «زيرتيغ»، دوباره اين کاستي حس مي شد و باز هم به دنبال يک سکانس پاياني بوديم تا نشان دهد اين دو دست که يکديگر را به سختي مي فشارند، نمي توانند ذره يي از فشاري که روي قلب ها است، بکاهند. اما مثل هيچ کس دين اين دو را هم ادا کرد و با پايان استادانه خود بار کاستي دو سريال يادشده را نيز به دوش کشيد. نماز جماعت خانواده يي که مي دانند در اين دلشکستگي ها فقط مي توان به خدا پناه برد تا شايد پل هاي خراب شده پشت سر را دوباره از نو بسازد و جمله بسيار زيبايي که در ديالوگ هاي پاياني از زبان عموعلي (پرويز پورحسيني) مي شنويم؛
«مي توانست از اين هم بدتر شود و خداوند هميشه جاي شکرش را باقي مي گذارد.»

---

اواسط ماه رمضان، اواخر شهريورماه براي هماهنگي يک ميزگرد با محمدعلي اسلامي تهيه کننده مثل هيچ کس تماس گرفتم، پذيرفتند به شرط اينکه پس از اتمام سريال باشد. نگران بودم قصه به گونه يي تمام شود که براي گفت وگو دلسرد شوم، اما اين طور نشد و پايان هنرمندانه و استقبال مردم از سريال موجب شد گپ دوستانه يي داشته باشيم؛ گفت وگويي با «محمدعلي اسلامي» تهيه کننده، «علي اکبر محلوجيان» نويسنده و «عبدالحسين برزيده» کارگردان سريال مثال هيچ کس.

---

-اولين موردي که خيلي هم حائز اهميت نيست اما از آن زياد گفته شده، عنوان اين مجموعه و تغيير آن است که بهانه يي است تا من هم به نکته يي اشاره کنم. به نظر شما در يک ملودرام که دستمايه و رنگ و بوي سنتي دارد، همه چيز، حتي عنوان هم نبايد از همين جنس باشد. مثل «پدرسالار»، «زيرتيغ»، «رسم عاشقي» يا حتي «دادادشي». آيا ترکيب «مثل هيچ کس» که عنوان يک شعر نو است مدرن تر از آن نيست که تناسبي با اين قصه داشته باشد. مصداق کلام من همين است که مخاطبان سريال را با نام «داداشي» مي شناسند.

اسلامي؛ من هم همين عقيده را دارم و عنوان داداشي را مناسب مي دانستم اما نظر بر اين بود که عنوان تغيير کند و با توجه به فرصت اندکي که داشتيم، ليستي ارائه شد که در اين بين «مثل هيچ کس» بامعناتر بود و با فضاي کار مناسب تر مي نمود.

-سوژه هايي که بتواند گوشه يي از فرهنگ و سنت ما را به تصوير بکشد بسيار قابل تامل است اما به شرط آنکه خوب پرداخته شود. سنت هايي که ديگر از آنها فقط چند لاله قديمي، آينه نقره يا احياناً يک جو مردانگي و انگاره باقي مانده که در حال حاضر به عنوان عتيقه زينت زندگي هاي لوکس شده است. نظر شما چيست؟

اسلامي؛ من براي فرهنگ و سنت هاي اصيل احترام خاصي قائلم و معتقدم با همين پشتوانه هاي فرهنگي و سنت هاي شايسته قادر به رشد و تکامل هستيم و سعي مي کنم باز هم در همين فضاها کار کنم. تلاش من اين است که حق مطلب را به طور شايسته يي به جا آورم، هر چند در شرايطي هستيم که به تعبير شما اين سنت ها کمرنگ شده است.

-چرا زماني که مي خواهيم يک زندگي سنتي را نشان دهيم بيشتر از فضاي شب استفاده مي کنيم و معمولاً تصويرها شارپ نيست. اين را از آن جهت مي پرسم که خيلي از مخاطبان با رنگ و روي تصويرها مشکل داشتند و عقيده شان اين بود که لزومي ندارد براي نشان دادن «قدمت ها» از «کهنگي» وام گرفت.

اسلامي؛ اين سوال را آقاي برزيده جواب خواهند داد. اما مختصراً خدمت شما و مردم عرض مي کنم هيچ گونه تغييري در نورپردازي يا ايجاد کهنگي در تصاوير صورت نگرفته و تنها براي زيباتر شدن رنگ ها از فيلتر مخصوص استفاده شده که فکر مي کنم به مراتب تصاوير را زيباتر کرده است.

برزيده؛ در حقيقت ما پيرو صحبتي که با طراح صحنه خانم «گلزار» داشتيم به اين نتيجه رسيديم که با توجه به اينکه ويدئورنگ ها را چند برابر شارپ تر و حتي غيرطبيعي نشان مي دهد از رنگ هايي که اين مشکل را کمتر ايجاد مي کنند، استفاده کنيم. حتي در انتخاب رنگ هاي لباس، گريم، دکور، صحنه و رنگ زمينه لوکيشن. اين ممکن است که بيننده به رنگ هاي شارپ به خصوص در تلويزيون که متريالش ويدئو است عادت کرده است اما فکر مي کنم با توجه به برآيندش همين موجب شده بود فضاي ما واقعي تر باشد.
البته مي پذيرم بعضي از صحنه هاي شب ها تاريک تر از حد معمول بود. اين را هم اضافه کنم که ما فکر مي کرديم تصاوير در پخش چند پرده روشن تر مي شود ولي از آنجا که اين بار شرايط استانداردي داشت، دقيقاً به همان صورت پخش مي شد.

-اصولاً از دو منظر مي توان کار يک کارگردان را محک زد. يکي از نظر تکنيکي، اينکه ميزانسن، دکوپاژ، کات ها و شات ها به چه گونه است که خيلي تخصصي است و ديگر اينکه تصوير و شخصيت ها تا چه اندازه به متن وفادار و با نگاه نويسنده همراه بوده است؛ همراهي که مي تواند موجب خوش ساختي يک اثر شود. در «مثل هيچ کس» تا چه اندازه اين رابطه متقابل وجود داشت؟

برزيده؛ فيلمنامه نوع برخورد کارگردان با کار را مشخص مي کند. از جنس بازي بازيگر گرفته تا نوع فيلمبرداري و... به نظر من هرچه ذهنيت کارگردان و نويسنده به هم نزديک تر باشد، نتيجه بهتري حاصل مي شود. من اين شانس را نداشتم که حتي موقعيتي پيش بيايد تا يک بار با آقاي محلوجيان در رابطه با فيلمنامه صحبت کنم اما آقاي اسلامي که کاملاً در جريان فيلمنامه بودند به من کمک مي کردند و اگر حذف يا تعديلي در نظر گرفته مي شد از طريق ايشان از آقاي محلوجيان اجازه مي گرفتيم.

محلوجيان؛ همان طور که گفته شد متاسفانه در زمان فيلمبرداري شرايط طوري بود که نتوانستم در خدمت آقاي برزيده باشم ولي از آنجا که با آقاي اسلامي نزديکي فکري زيادي داشتم مطمئن بودم اگر نکته مبهمي در کار باشد آقاي اسلامي مي تواند برطرف کند.

-يک سکانس مشترک در «پدرسالار» و «مثل هيچ کس» وجود دارد که بچه ها پشت در بخش آي سي يو بيمارستان نگران ايستاده اند. اين سکانس در پدرسالار بسيار تاثيرگذار و در مثل هيچ کس کمرنگ و زودگذر است. از آنجا که نويسنده هر دو سکانس يکي است، قاعدتاً بايد دليل باورپذير نبودن اين سکانس و اصولاً سکانس هاي عاطفي «مثل هيچ کس» را از آقاي برزيده بپرسيم. من پرسشم را اين طور مطرح مي کنم که به نظر مي رسد صحنه هايي که بار عاطفي زيادي دارند خيلي پراحساس درنيامده است؛ حتي برخورد خانواده با مرگ بي بي.

برزيده؛ صحبت شما عجيب است چرا که من همه بازخوردهايي که داشتم دقيقاً عکس اين بود و عقيده داشتند خيلي تحت تاثير لحظات عاطفي کار قرار گرفته اند. به نظر خود من هم صحنه هاي حسي و عاطفي خيلي خوب از کار درآمده و اين نه تنها مرهون من يا آقاي محلوجيان بلکه به بازي خوب بازيگران و ديگر عواملي که صحنه را خلق کردند نيز برمي گردد. مثلاً در صحنه مرگ بي بي فکر مي کردم يک پسري مثل داداشي که تا اين اندازه به مادرش علاقه مند است و او را سنگ صبور، پشتوانه و جانشين پدر مي داند، چطور بايد برخورد کند و با آن حرکتي که دوربين دور آقاي ياري داشت و چرخي که او دور خودش و درخت بيدي که يادآور بي بي بود، مي زد، توانستيم تمام احساس، آشفتگي، نگراني و غم او را نشان دهيم.

-اما عکس العمل بقيه خانواده در رابطه با مرگ بي بي خيلي گذرا بود.

يکي از مشکلات اجرايي که در حقيقت حسن کار بود، اينکه طبق خصوصيات، اين نوع خانواده هاي سنتي پرجمعيت بودند و مجالي براي پرداختن به همه آنها نبود.

-درباره بازي بازيگران چه نظري داريد،به نظر شما انتخاب ها مناسب بود؟

برزيده؛ خيلي راضي بودم. هم ارتباط خوبي با هم داشتيم و هم بازي ها خوب بود و حتي گاهي در اضافه شدن و خلق صحنه ها به من کمک مي کردند.

-اجازه مي دهيد با شما مخالفت کنم. به نظر من بازي هنرمندان مرد مثل هيچ کس بسيار عالي بود و انتخاب ها خيلي حساب شده و دقيق، اما در مورد بازيگران زن به جز خانم «نفيسه روشن» و «مرضيه لشکري» بقيه از جنس اين کار نبودند. مثلاً با همه احترامي که براي خانم پروانه معصومي قائل هستم و به ايشان تعصب دارم اما پروانه معصومي ستاره فيلم «رگبار» است. با درخششي از قبل از انقلاب تا حالا. چهره، فيزيک، طرز بيان، لحن صدا و حتي حرکات او هيچ سنخيتي با «بي بي» ندارد. حتي زمينه ذهني ما هم از او «بي بي» نيست و اين در مورد «آتنه فقيه نصيري» هم صدق مي کند. فکر مي کنم بازيگران مرد «مثل هيچ کس» مجبور بودند براي باورپذير شدن صحنه ها انرژي زيادي صرف کنند. به همين دليل صحنه هاي «مردانه» بسيار قوي تر بود. مثلاً خود من به شخصه اصلاً با عشق داداشي و نرگس ارتباط برقرار نکردم. شايد هم شخصيت پردازي اين مجموعه در مورد خانم ها کمرنگ بوده و اين مي تواند از آنجا نشات بگيرد که شما يک کارگردان ژانر جنگي هستيد، با شخصيت پردازي آقايان بيشتر مانوسيد و به خانم ها کمتر مي پردازيد.

برزيده؛ (مي خندد) اصلاً اين طور نيست. اولاً من شش تا خواهر دارم. همسرم و دو دختري که دارم موجب شده روحيات خانم ها را خيلي خوب بشناسم و از نظر تخصصي هم تفاوت چنداني بين بازي گرفتن از يک بازيگر مرد و يک بازيگر زن نمي بينم. من خودم بازي خانم پروانه معصومي را در مثل هيچ کس خيلي دوست دارم. چرا شما فکر مي کنيد شخصيت بي بي قرار بوده يک شخصيت بي کلاس باشد. اتفاقاً ما مي خواستيم بي بي يک زن متشخص و باپرستيژ باشد و من خيلي دوست داشتم به خلوت بي بي و داداشي بيشتر مي پرداختم.

-اگر مي خواستيد دوباره «مثل هيچ کس» را از اول شروع کنيد چه تغييراتي در آن مي داديد؟

اسلامي؛ از کار بسيار راضي هستم اما شايد در پرداختن به شخصيت داداشي، بي بي و نرگس تغييراتي ايجاد مي کردم.

-شما چطور آقاي برزيده؟

فکر مي کنم به رابطه بي بي و دادشي بيشتر مي پرداختم، البته به کمک نويسنده داستان چرا که فکر مي کنم رابطه بين بي بي و داداشي رابطه خاص و ويژه يي بود که مي توانست جذاب تر و دوست داشتني تر باشد.

-و شما آقاي محلوجليان؟

اول از همه يک بار ديگر از باي «بسم» تا تاي «تمت» فيلمنامه را از نو مي نوشتم. «داداشي» را کمي زميني تر مي کردم. ديالوگ ها را صيقل مي دادم. يک صيقل کشي درست و حسابي به سر تا پاي تمام شخصيت ها کمک مي کرد تا آدم ها تراش بهتري بخورند.

-در سريال مثل هيچ کس، بيشتر از اينکه روابط خانوادگي و پرداختن به آن توجهم را جلب کند، رابطه بين کسبه، حمايت ها، پشت پا زدن ها و... برايم جالب بود و به نظرم يکي از نقاط قوت و تازه فيلمنامه است.

محلوجيان؛ بخشي از طرح و توطئه هاي داستان در محيط کار برادرها شکل مي گرفت. بنابراين بايد به شکلي ملموس به آن پرداخته مي شد. ماجراي «تريکوبافي» و «سيداسماعيل» جزيي از خاطرات دوران نوجواني من بود. فکر کردم بستر مناسبي براي کار است؛ در بازار داغ رقابتي که فکر مي کنم هنوز هم وجود دارد و در پاساژها شاهد آن هستيم.

-اين تجربه جديد چطور بود؟ باز هم سراغ اين ژانر مي رويد چرا که کارگردان هايي نظير شما اگر تغيير ژانر دهند معمولاً کمدي است، که اين هم مي تواند يک نوع واکنش باشد به اينکه بعضي ها قدر سينماي دفاع مقدس و کساني را که در اين زمينه کار کرده اند ندانسته اند.

برزيده؛ به نظر من اين شخصيت ها در مثل هيچ کس خيلي از جنس آدم هاي جنگ بودند. به خصوص شرايط روحي، رواني شان و اعتقادات و مناسبات شان و مهم تر اينکه هر جا که ما بتوانيم حرفي بزنيم که آن را قبول داشته باشيم جاي ما همان جاست و اين مي تواند در هر ژانري قرار بگيرد.

-بازي خوب پرويز پورحسيني يا اصغر همت و حسين ياري جاي ترديد نداشته و ندارد، اما جواد عزتي، حميد ابراهيمي، رامين راستاد و عباس اميري هم در اين سريال فوق العاده بودند. در موردشان صحبت مي کنيد؟ همچنين بازي خوب نفيسه روشن و خانم لشکري که شخصيت عمه خانم را بازي مي کرد و برخلاف نقش کوتاهش بسيار خوب ظاهر شدند.

اسلامي؛ در سريال زير تيغ متوجه توانايي هاي «رامين راستاد» شدم به همين دليل هنگام نگارش متن «مثل هيچ کس» انتخاب اول و آخرم براي نقش «کاظم» رامين راستاد بود. «حميد ابراهيمي» را در «صاحبدلان» و «فرزند خاک» ديدم، خيلي خوب بود و در «مثل هيچ کس» عالي ظاهر شد. بازي «عباس اميري» را دوست دارم، هميشه منتظر فرصتي بودم براي دعوت از ايشان که خوشبختانه انجام گرفت. «نفيسه روشن» هر چند بازيگر جواني است اما بااستعداد است. ابتدا ايشان را براي نقش ديگري دعوت کرديم اما بعد از مدتي نظر آقاي برزيده بر اين شد که وي نقش اشرف را بازي کند، خانم روشن ابتدا ترديد داشت، اما خوش درخشيد.
خانم «مرضيه لشکري» که در مثل هيچ کس نقش عمه خانم را داشتند، بازيگري تحصيلکرده و با دانش در عرصه تئاتر و سينما هستند و هر چند کم کارند اما بسيار توانا و خوب ظاهر شدند و در ادامه اينکه حضور خانم پروانه معصومي بسيار ارزنده و قابل تقدير بود و همچنين از خانم آتنه فقيه نصيري براي بازي زيبايشان تشکر مي کنم.

-يقيناً همين طور است اما قبلاً هم به اين اشاره کردم که با تمام احترامي که براي بازي خانم معصومي قائل هستم، فيزيک، لحن صدا و نوع اداي کلام ايشان با شخصيت بي بي هم جنس نبود و اين خصوصيات در مورد خانم فقيه نصيري هم صدق مي کند اما شايد به قول شما بايد به شخصيت بي بي و نرگس بيشتر پرداخته مي شد تا باورپذيرتر مي نمود و نظر من مغايرتي با توانايي هاي اين دو هنرمند ارزنده ندارد. و کلام آخر، بدون هيچ پرسشي.

اسلامي؛ با تئاتر «آيينه خيال» در کنار دوست عزيزم «داوود ميرباقري» شروع کردم، هر چند در آن روز فکر نمي کردم راهي طولاني در پيش دارم. سپس به تئاتر «اسکندرشاه مغلوب»، «گلدان ها و آفتاب» و... رسيدم. از سريال «حکايت مسافر گمنام» عبور کردم تا به سريال هاي «رعنا»، «بي بي يون»، «زير تيغ» و امروز «مثل هيچ کس» رسيدم. بسيار شيرين و گوارا بود سال هاي همکاري در کنار دوست بسيار عزيزم «داوود ميرباقري» و مرحوم «حسين پناهي» که يادش گرامي باد. همچنين سلام و سپاس به معلم بزرگوارم آقاي «سيف الله داد» که بسيار از او آموختم.

-و شما آقاي برزيده؟

هر جا که ما بتوانيم حرفي بزنيم که به آن اعتقاد داشته باشيم جاي ما و ژانر ما همان جا است. اينکه بتوانيم در ارزش ها عامل باشيم نه اينکه صرفاً شعار بدهيم. همه چيزهايي که در جنگ هست در زندگي هم هست به خصوص در اين نوع زندگي ها يعني زندگي سنتي. سينما، سينما است. اگر ما ياد گرفتيم که فيلم بسازيم و احياناً در دانشگاه درس آن را خوانديم يا آن را تجربه کرديم، اين بلد بودن ها اساساً جنگي يا غيرجنگي و متعلق به ژانر خاصي نبوده است. من از «مثل هيچ کس» خيلي لذت بردم؛ به خصوص از وقتي متوجه شدم جمعيتي از مردم به اين ژانر علاقه مند هستند، درست برخلاف نظر بعضي از مسوولان فرهنگي ما که فکر مي کردند زمان پرداختن به اين نوع کارها سپري شده است.

به رغم اينکه خود من با کارهاي طنز موافقم و عقيده دارم لازم است خستگي را از تن ما بيرون کند اما اميدوارم شرايط مشابهي هم براي پرداختن به موضوعات ديگر وجود داشته باشد.

محلوجيان؛ نکته يي که در بحث ها به آن پرداخته شده و از نظري جان مايه داستان هم بود، بحث «وسوسه» و قدرت اين خصلت انساني است که مثل تيزاب روح انسان را مي خورد و باعث تغييراتي دروني مي شود و جنبه ابليسي انسان را رو مي کند و هميشه «الخناس» هايي هستند که از روي غرض و مرض، حتي بدون آن، ديگران را وسوسه مي کنند؛ خصلتي باستاني که مثل عشق و کينه و نفرت قدرتمند و کارساز است. با اميد به اينکه انسان ها بتوانند خود را از «الخناس» ها دور نگه دارند. اين کلام آخر من بود.

 

منبع:سینمای ما-اعتماد

+ نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 12:52  توسط پانیذ | 
دوشنبه  ۸۷/۷/۲۲  ساعت ۲۰:۴۵   از شبکه دوــــــــــــ مرد مجهول ــــــــــــــــ

 

(ما دوتا سیاوشم خیلی دوست داریم اما چون از درودیوار وبلاگ براش می ریزه دیگه واسه اون وبلاگ نزدیم اما از این خبرای فوری می دیم بهتون)

 

بقیه عکسای فیلم در ادامه مطلب!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 19 مهر1387ساعت 6:50  توسط پانیذ | 
 

سلام!نمیدونم چرا شاهرخ در بی خبری کامل به سر میبره!اصلا هیچ خبری ازش نیست که نیست!یعنی واقعا هنوز استعدادهاش کشف نشده؟!خیلی عجیبه برام!به هر حال اگه آپ نمیکنم دلیلش اینه که خبر جدیدی ندارم.امیدوارم آپ بعدیم خبری در مورد نقش آفرینیش تو یه نقش اول  و درستو حسابی باشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 22:42  توسط پانیذ | 

سلام!خیلی زودتر از اینها میخواستم این آپو بذارم اما فرصت نشد.این گزارش مال سایت ایسناس و در فروردین ماه انجام شده.

 

در حجره‌اي كوچك واقع در پاساژ صفوي تهران، «اصغر همت» با كتي خاكي و يقيه‌اي به هم ريخته، انتظار گلداني را مي‌كشد كه قرار است از فاصله‌ي 45 سانتي متري از او به شيشه برخورد كند.

او با ديدن خبرنگاران با لبخند حاكي از تعجب اين پرسش را مطرح مي‌كند شما در اكشن‌ترين روز تصويربرداري سريال «داداشي» اينجا چه مي‌كنيد ؟!

گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران از پشت صحنه‌ي سريال «دادشي» به كارگرداني عبدالحسن برزيده؛ يكي از پركارترين سكانس‌هاي روزهاي آغازين تصويربرداري سريال «داداشي» (20 فروردين ماه)، روزي كه بازيگراني چون اصغر همت، مهران رجبي، رامين راستاد و شاهرخ استخري مقابل دوربين رفتند. طراحان صحنه براي حفظ راكورد، كت او را مطابق آن چه در عكس ديده مي‌شود با پودري كه مخلوطي از قهوه و آرد نخودچي است خاكي مي‌كنند.

از دستيار طراح صحنه مي‌پرسم كه چرا از گچ يا خاك براي سفيد كردن استفاده نمي‌كنيد؟ و او پاسخ مي‌دهد كه اين مخلوط بسيار راحت‌تر از گچ از روي كت پاك مي‌شود، بنابراين تصويربرداري پلان بعدي بسيار سريع‌تر انجام مي‌گيرد.

همزمان با آماده شدن صحنه، اصغر همت نيز به عكس خود كه او را با كتي خاكي و چند قطره خون بر روي پيراهنش نشان مي‌دهد خيره مي‌شود، و اين گونه به حس صحنه نزديك‌تر مي‌شود.

****

در سريال «داداشي» سعي شده كه از نابازيگران تا حد امكان استفاده نشود؛ اما براي واقعي‌تر جلوه كردن فضا بايد در پس زمينه، افراد باشند كه از مغازه‌هاي خود بيرون آمده و نظاره گر نزاعي باشند كه قرار است ميان اصغر همت و شاهرخ استخري رخ دهد. براي اين منظور از حضور خود كاركنان پاساژ صفوي استفاده مي‌شود كه به حضور در مقابل دوربين تمايل نشان مي‌دهند.

سرانجام همه در جاي خود قرار مي‌گيرند، اما به ناگاه هوا تاريك مي‌شود و باران تند بهاري كه از سقف‌هاي نيمه قاره پاساژ به درون رسوخ مي‌كند و با باد شديد همراه است تا لحظاتي كار را به تعويق مي‌اندازد. بنابراين «برزيده» و همكارانش چاره‌اي جز انجام تمرين ندارند.

***

« به كي تلفن زدي »، « براي چي زدي ؟»، « اين چه غلطي بود كردي ؟»

اين‌ها ديالوگ‌هايي است كه سيدمحمد امير ( با بازي شاهرخ استخري ) پس از اين كه با عصبانيت وارد مغازه جلال ( اصغر همت ) مي‌شود و يقه‌ي او را مي‌گيرد، بيان مي‌كند. او كه در همين حالت جلال را از مغازه بيرون مي‌آورد، سپس با اين جمله وي مواجه مي‌شود كه اين ديوونه اس، بابا جلوش رو بگيريد.

« كات »...

كارگردان فرمان را صادر مي‌كند و اصغر همت را از دست‌هاي شاهرخ استخري بيرون مي‌كشد.

همت در حالي كه دست‌هاي خود را مي‌مالد، از درد دست‌ها مي‌نالد و برزيده از او مي‌خواهد كه كمي‌بيشتر مراقب خود باشد.

او از شاهرخ استخري هم مي‌خواهد كه خيلي محكم اصغر همت را نزند و يادش باشد كه دارد فيلم بازي مي‌كند.

برزيده پس از گرفتن اين پلان‌ها حاضر به مصاحبه مي‌شود.

او كه سعي دارد «داداشي» را متفاوت از ساير سريال‌هاي موفقي كه بر اساس فيلم نامه‌هاي علي‌اكبر محلوجيان ساخته شده، از جمله «زير تيغ» و «پدر سالار» بداند، در اين باره به ايسنا مي‌گويد: يك فيلم نامه اگر به دست چند كارگردان ساخته شود در هر نسخه متفاوت خواهد بود. ضمن اين كه تعمدي تلاش مي‌كنيم عوامل و خصوصا بازيگران «داداشي» بسيار متفاوت از اين دو سريال باشند. بر اين اساس حتي از بسياري از بازيگران كه علاقه‌مند بوديم با آن‌ها همكاري كنيم، دعوت نكرديم؛ چون در سريال‌هاي قبلي بازي داشتند.

كارگردان داداشي ادامه مي‌دهد: آقاي محلوجيان هم تلاش كرده كه اين سريال با كارهاي قبلي اش متفاوت باشد؛ چرا كه اصولا براي يك نويسنده هم خوب نيست تكرار شود. بنابراين با توجه به اين كه چندين ماه صحبت كرديم و تغييراتي هم در فيلم نامه ايجاد شده، بعيد به نظر مي‌رسد سريال «داداشي»، «پدر سالار» و «زير تيغ» را براي مخاطب تداعي كند.

***

كار كردن در پاساژ پنج طبقه كه راهروهايي بسيار باريك دارد كار را براي تمام عوامل صحنه و حتي خبرنگاران دشوار مي‌كند و حتي مدير شبكه دو سيما كه در يكي از شلوغ‌ترين روزهاي تصويربرداري«داداشي» به پشت صحنه اين سريال آمده، از صندلي خود تكان نمي‌خورد و به تماشاي صحنه‌ها از طريق مونيتور اكتفا مي‌كند.

عبدالحسن برزيده از همان ابتدا كه فيلمنامه را خوانده مي‌دانسته است كه بخشي سخت به نام پاساژ دارند.

او در اين باره مي‌گويد:‌ پاساژ صفوي چهار- پنج طبقه است و دوستاني كه در اين جا شاغل هستند زندگي عادي خود را دارند؛ ضمن اين كه ما در خيابان شلوغي‌ مشغول به كار هستيم و پيش‌بيني مي‌كنيم مشكلاتي داشته باشيم.

او در عين حال اظهار مي‌كند: از اين مشكلات استقبال مي‌كنيم، چرا كه علاقه‌مند هستيم،‌« داداشي» مانند برخي سريال‌ها به تله تئاتر نزديك نشود. به همين دليل ما پلان‌هايي داريم كه در همين مغازه‌هاي بسته و محدود تصويربرداري مي‌كنيم. اما اين كار تعمدي است تا بتوانيم رفت و آمد و هياهوي بازار را ببينيم. البته اين مساله كار ما را كمي‌سخت و كند مي‌كند.

كارگردان « داداشي» و ساير عواملش از بخش سخت كار كه همان پاساژ است شروع كرده‌اند. آنان كه تصويربرداري اين سريال را از هفتم فروردين ماه آغاز كرده اند، ترجيح دادند در تعطيلات نوروز كه خلوت‌تر است سكانس‌هاي پاساژ را تصوير برداري كنند.

هر چند كه به گفته‌ي برزيده تعطيلات هم برايشان درد سر ساز بوده، چرا كه فضاهاي خالي از جمعيت تا حدودي از طبيعي جلوه دادن پلان‌ها مي‌كاسته است.

با اين حال پاساژ صفوي به عنوان نخستين و يكي از مهم‌ترين لوكشين‌هاي «داداشي» چند هفته‌اي است كه بار ديگر مملو از جمعيت شده است، جمعيتي كه به حضورشان در پلان بعدي «داداشي» نيز به شدت نياز است.

در اين پلان رامين راستاد (كاظم) و ابراهيم برزيده (عباس داماد خانواده) به همراه چند هنرور ديگر به اصغر همت و شاهرخ استخري ملحق مي‌شوند.

آنان وظيفه دارند اين دو را از هم جدا كرده و از استخري بخواهند كه همت را ول كند؛ چرا كه دارد خفه مي‌شود.

«داداشي» داراي سه برادر به نام‌هاي سيد محمد باقر ( حميد ابراهيمي‌) سيد محمد حسن ( جواد عزتي ) و سيد محمد امير ( شاهرخ استخري) است. اين خانواده همچنين داراي دو خواهر و چهار عروس است كه نقش يكي از خواهرها به نام اشرف را نفيسه روشن بازي مي‌كند و حنانه شهشهاني نيز ايفا گر نقش عروس كوچك است.

پرويز پورحسيني نقش دايي رابازی مي‌كند و عباس اميري ايفاگر نقش حاج نصرت است.

صفيه سادات حسيني لشگري هم نقش خان جون را بازي مي‌كند.

به گفته‌ي عبدالحسن برزيده پيش از اين قرار بوده است ثريا قاسمي ‌نقش بي‌بي را بازي كند و حتي با وي قرارداد هم بسته شد اما با سانحه‌اي كه براي ثريا قاسمي ‌پيش آمد، حضور اين بازيگر در داداشي منتفي شد و بازيگر جايگزين او هم هنوز مشخص نشده است.

به گزارش ايسنا، «داداشي» به قلم علي اكبر محلوجيان قصه‌ي خانواده‌اي سنتي را به تصوير مي‌كشد كه پسرها داراي مغازه و كارگاه تريكو بافي هستند.

اعضاي اين خانواده به شدت به هم وابسته اند و بعضي از افراد از جمله رقباي اقتصادي ان‌ها تلاش مي‌كنند آن‌ها را از هم بپاشند.سرانجام اختلاف بر سر ارث، باعث از هم پاشيدگي خانواده مي‌شود.

گروه سازنده سريال داداشي، به تهيه كنندگي محمد علي اسلامي‌ كه پيش از اين تهيه‌ي «زير تيغ» را برعهده داشت تا اوايل ارديبهشت در پاساژ صفوي مي‌مانند آنان پس از اين پاساژ به لوكشيني ديگر مي‌روند،‌ كه تاكنون نام آن نامشخص است، اما آن چه براي همگي گروه قطعيت دارد اين است كه حضور بعدي نيز در يك فضاي سنتي خواهد بود كه اين روزها براي سريال‌هاي آپارتماني تلويزيون مخاطبان آن‌ها به لوكشين‌هايي فراموش شده مبدل شده است.

 

 

برای دیدن متن کامل گزارش,اینجا کلیک کنید.

 

(برای دیدن گزارش تصویری به ادامه مطلب مراجعه کنید)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 18:26  توسط پانیذ | 

شاهرخ استخری درنمایی ار تلخون

سلام!

الان که چیزی تو چنته نداریم اما همیناییم که می گیم غنیمته,شاهرخ استخری که ۲۴ سالشه رو اولین بار  تو سریال مناسبتیه پریدخت(محرم گذشته) که نقش پسر لیلا حاتمی و علی مصفا رو بازی می کرد دیدیمش اما این نقش اصلا نتونست به شناخته شدن شاهرخ کمک کنه  تا جایی که بعضیها می گفتن اون نقش و سیاوش خیرابی بازی کرده!!!!بعد از اون تله فیلم تلخون و با یه نقش منفی اجرا کرد که نهم فروردین از شبکه سه پخش شد اما بازم خیلی دیده نشد چون واقعا زمان پخشش مزخرف بود.این روزها هم که تو سریال مثل هیچکس یا همون دادشی از شبکه دو شده محمد امیرو ۶روز در هفته می بینیمش!جالب اینکه اول قرار بود بهرام ترانه مادری شه اما خودش محمدامیرو انتخاب کرد,دیشبم مهمون برنامه جشن رمضان بود!اما یه سوالی هست که چرا مطبوعات هیچ حرفی از شاهرخ نمی زنن!؟!؟!

+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 0:18  توسط پانیذ | 
 

من پانیذ هستم ۱۷ سالمه!این وبلاگم درمورد فعالیتهای سینمایی شاهرخ استخری هست و خوشحال می شم نظر شماهارو بدونم در این رابطه!

واسه دیدن وبلاگ دوستمم برین اینجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 19:4  توسط پانیذ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اینجا اولین وبلاگ واسه شاهرخ استخریه اما خودش هیچ دستی توش نداره احتمالا از اینجا هیچ خبرییم نداره بهرحال موفق باشه!

نوشته های پیشین
آذر 1387
مهر 1387
پیوندها
زرشکپلو با کچاب
اسطوره سینمای ایران(گلشیفته فراهانی)
سیاوش خیرابی(مژگان)
سیاوش خیرابی(مهسا و پریسا)
دوستداران حامد بهداد
سیاوش خیرابی(فاطمه)
و حامدبهداد...
Hamed Behdad's YAHOO GROUP
MaRLoN BrandO
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM